تبليغاتX
♥به خدا بگین بوم من اسمونه♥






















♥به خدا بگین بوم من اسمونه♥

برگشتم فقط بخاطر تو

دوست تو کسی است که هرگاه کلمه "حق" از تو شنید ، خشمناک نشود . . .
نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 19:9 توسط نقاش باشی| |

نقاشی
معلم : 

برای سفید بودن برگ نقاشی ام 

تنبیهم کرد

و

"همه " به من خندیدند ...

اما من 

خدایی را کشیده بودم که 

"همه" میگفتند دیدنی نیست
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 19:40 توسط نقاش باشی| |

آخرین برگ

تنها یک برگ مانده بود...


                              درخت گفت:منتظرت می مانم


                              و برگ گفت: تا بهار خداحافظ...


                                             بهار شد...


                              اما درخت عشقش را در میان


                                 انبوهی از برگ گم کرد.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 19:39 توسط نقاش باشی| |

زندگی یعنی امیـــد و تـــو به من نشون دادی

می رسه صبح سپید و تو به من نشون دادی

دست به دست از ابــتــدا رو

پــا به پــا تو جاده ها رو

معنی واژه ما رو

با تـــوام تا انتـــها رو

تو به من نشـــون دادی

تو به من نشـــون دادی چه طور ســر پــا بمونم

اگرم خـــوردم زمـــین پـــاشم چه آسون میتونم

تو به من نــشون دادی چه جوری از عشق بخونم

احتــمالا میدونستی راهـــش و نـــمی دونم

تو به من نشون دادی دوست دارم چه رنگیه ...

جمله ی عاشقتم چه جمله ی قشنگیه

تو به من نشون دادی عـــهد همیشگی چیه

عاشــق بــی قــیــد و شــرط قهرمان اصلی کیه....

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 19:37 توسط نقاش باشی| |

ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد ، تا اینکه دروغی آرامم کند. . .
..........................................................................
تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!
یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا . . .
..........................................................................
خوبی بادبادک اینه که
می‌دونه زندگیش فقط به یک نخ نازک بنده
ولی بازم تو آسمون می‌رقصه و می‌خنده . . .
..........................................................................
با کسی زندگی کن که مجبور نباشی
یه عمر برای راضی نگه داشتنش فیلم بازی کنی . . .
..........................................................................
انسان مجموعه ای از آنچه که دارد نیست ؛
بلکه انسان مجموعه ای است از آنچه که هنوز ندارد، اما می تواند داشته باشد . . .
..........................................................................
مردمی که گل ها را دوست میدارند خود از ان گل ها دوست داشتنی ترند . . .
..........................................................................
تهمت مثل زغال است اگر نسوزاند سیاه می کند . . .
..........................................................................
چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است . . .
..........................................................................
دوره ، دوره آدم هایی ست که همخواب هم می شوند
ولی هرگز خواب هم را نمی بینند . . .
..........................................................................
خداوندا به مذهبی ها بفهمان که مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید
پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد
"دکتر علی شریعتی"
..........................................................................
اگر گیاهان صدایی نداشته باشند
به معنای آن نیست که دردی ندارند . . .
..........................................................................
اگرمیخواهی محال ترین اتفاق زندگیت رخ بدهد
باور محال بودنش را عوض کن . . .
..........................................................................
برنده می گوید مشکل است ، اما ممکن
و بازنده می گوید ممکن است ، اما مشکل . . .
..........................................................................
آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم، هیچ دشمنی نمی تواند . . .
..........................................................................
حتی اگر بهترین فرد روی کره زمین هستید به خودتون مغرور نشوید
چون هیچ کس از شخصی که ادعا می کند خوشش نمی آید . . .
..........................................................................
من در رقابت با هیچکس جز خودم نمیباشم
هدف من مغلوب نمودن آخرین کاری است که انجام داده ام . . .
"بیل گیتس"
..........................................................................
تنها راه کشف ممکن ها ، رفتن به ورای غیر ممکن ها است . . .
(آرتور کلارک)
..........................................................................
ژوبرت :
" برای یاد گرفتن آنچه می خواستم بدانم احتیاج به پیری داشتم ،
اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که می دانم ، احتیاج به جوانی دارم " . . .
..........................................................................
دوست تو کسی است که هرگاه کلمه "حق" از تو شنید ، خشمناک نشود . . .
..........................................................................
معبودا !
به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن تا کوچکی آنچه ندارم نا آرامم نکند . .
..........................................................................
تمام محبتت را به پای دوستت بریز نه تمام اعتمادت را
(امام علی علیه السلام)
..........................................................................
بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می کوبد رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست ، زنده باش . . .

..........................................................................
یادها فراموش نخواهند شد ، حتی به اجبار
و دوستی ها ماندنی هستند ، حتی با سکوت . . .
..........................................................................
مترسک عروسک زشتیست که از مزرعه مراقبت میکند
و آدمی مترسک زیباییست که جهان را می ترساند . . .
..........................................................................
دوستی کلام زیباییست که هرکس درکش کرد ، ترکش نکرد . . .

..........................................................................

زندگی قانون باور ها و لیاقتهاست ، همیشه باور داشته باش
لایق بهترین هایی . . .
..........................................................................
اگر مایلید پیام عشق را بشنویم ، بایستی خود نیز این پیام را ارسال کنیم . . .
..........................................................................
در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، آسمان را دریاب . . .

..........................................................................
زندگی یعنی :
ناخواسته به دنیا آمدن
مخفیانه گریستن
دیوانه وار عشق ورزیدن
و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد ، مردن . . .

..........................................................................
زن مانند شیشه ی ظریف و شکستنی است
هرگز توانایی مقاومت او را نیازمایید ، زیرا ممکن است شیشه ناگهان بشکند . . .
..........................................................................
آموخته‌ام که هیچ‌گاه نجابت و تواضع دیگران را به حساب حماقت‌شان نگذارم . . .
..........................................................................
پیروزی یعنی :
توانایی رفتن از یک شکست ، به شکستی دیگر
بدون از دست دادن اشتیاق . . .
..........................................................................
مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند
اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست
..........................................................................
خداوندا مرا از کسانی قرار دِه که دنیاشان را برای دینشان میفروشند
نه دینشان را برای دنیاشان
(دکتر علی شریعتی)
..........................................................................
کسی باش که عمری با تو بودن ، یک لحظه ، و لحظه ای بی تو بودن ، یک عمر باشد . . .
..........................................................................
آدرس موفقیت : بزرگراه توکل ، بلوار آرامش ، خیابان آزاده
میدان عمل ، مجتمع نشاط ، واحد پشتکار ، پلاک 20 ، منزل خوشبختی
..........................................................................
زندگی ارزش دویدن دارد ، حتی با کفشهای پاره
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 14:1 توسط نقاش باشی| |

 

من دزدکی نگاهَتـــــ میکنم

و تو دزدکی نگاهَتـــــ را از مَن میدُزدیِِِِِــــــ

هَر دو دزدیمـــــــ نَه؟

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 13:58 توسط نقاش باشی| |

معلم پسرک را صدا زد تا انشایش را با موضوع علم بهتر است یا ثروت؟بخواند.

پسرک با صدای لرزان گفت:ننوشتم

معلم با خط کش چوبی پسرک را کتک زد....

پسرک دستهای قرمز و باد کرده اش را به هم میمالید و زیر لب میگفت:اری ثروت بهتر است زیرا اگر داشتم دفتری میخریدم و انشایم را می نوشتم.....................

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 13:54 توسط نقاش باشی| |

گر برانیم

گر بخوانیم

بسوی تو روانم 

چون تو آرامش جانمی ای همه جانم

نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 18:17 توسط نقاش باشی| |

هشتصد وهشت روز عشق

هشتصد وهشت روز محبت

هشتصد وهشت روز دوستی

تنها چیزی که می خوام اينه كه بزار دوست داشته باشم تا دوست داشته باشم چون دوست دارم

یاد باد آن روز

هشتصد وهشت روز قبل

روز حادثه بود در زندگیم

حادثه عشق ودوستی

نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 18:17 توسط نقاش باشی| |

از خدا خواستم عادت‌های زشت را تركم بدهد.

خدا فرمود:خودت باید آنها را رها كنی.

از او درخواست كردم فرزند معلولم را شفا دهد.

فرمود: لازم نیست، روحش سالم است؛ جسم هم كه موقت است.

از او خواستم لااقل به من صبر عطا كند.

فرمود: صبر، حاصل سختی و رنج است. عطاكردنی نیست، آموختنی است.

گفتم: مرا خوشبخت كن.

فرمود: نعمت از من خوشبخت شدن از تو.

از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نكند.

فرمود: رنج از دلبستگی‌های دنیایی جدا و به من نزدیك‌ترت می‌كند.

از او خواستم روحم را رشد دهد.

فرمود: نه تو خودت باید رشد كنی. من فقط شاخ و برگ اضافی‌ات را

هرس می‌كنم تا بارور شوی.

از خدا خواستم كاری كند كه از زندگی لذت كامل ببرم.

فرمود: برای این كار من به تو زندگی داده‌ام.

از خدا خواستم كمكم كند همان‌قدر كه او مرا دوست دارد،

من هم دیگران را دوست بدارم.

خدا فرمود:  بالاخره اصل مطلب دستگیرت شد.


نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 19:58 توسط نقاش باشی| |

Design By : Night Melody